نيروانا جاننيروانا جان، تا این لحظه: 16 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره

نيرواناي عزيز ما

دوباره زادگاهِ تو

خيلي غيرمنتظره و يهويي يه سفر به يزد برامون پيش اومد. شهري پر از خاطره ي شيرين براي من از روزهاي زيبايي كه تو نازنينم توي سرنوشتمون رقم خوردي و توي وجودم نشستي. شهري كه وقتي از دنياي نازيباي پزشكي ديار خودمون كرمان بهش پناه آوردم، پناه امن و مهربونمون شد. وقتي كه بعد از بي معرفتي پزشك زنان و زايمانم در كرمان - كه منجر به از دست دادن جنين دو ماهه مون مهربانو شد - ديگه دلم نخواست خودم و جيگرگوشه م رو به دست كساني بسپرم كه بويي از انسانيت و تعهد پزشكي و اخلاقي به بيمارانشون نبردن، با بابايي تصميم گرفتيم از امكانات پزشكي و وجدان هنوز بيدار هموطنان در استان مجاورمون يزد، استفاده كنيم. براي ما كه جايي بين يزد و كرمان ساكنيم زياد تفاوتي نداشت...
21 مرداد 1391

خودگويه هاي فيلسوفانه

رفته بودم توي نَخِت كه برا خودت روي پشتي اي كه زمين انداخته بوديش دراز كشيده بودي و همينجور كه دستت روي صورت و توي دهنت مشغول پيمايش بود و نگاهت روي قاب عكساي ديوار، با خودت مشغول گفتگو بودي: "مامان عروسه، بابا دوماد بابا دوماده، مامان عروس عروس و دوماد با هم زندگي ميكنن." خيلي خودم رو كنترل كردم كه توي حالت نپرم فيلسوف كوچولو،! خيلي ...
14 مرداد 1391

يه كم داغ

امروز ظهر ميخواستي بري سي دي رو عوض كني روي دستگاه، شروع كردي با سرِ پنجه راه رفتن و سرت رو به اين طرف اونطرف تكون دادن كه مثلاً داري عشوه ميايي و گفتي : "مامان،‌ خانوم شدم" !!!! دلم ميخواد اين افاضاتت رو همينجور يهويي و خلاصه بگم تا يادم نره. دلم نميخواد هي بگم بامزه اي، بامزه اي. ميخوام خودت مزه ش رو بفهمي بعدها  ...
8 مرداد 1391

داغِ داغ

همین الان دو لنگه کفشتو گرفتی به یه دستت آوردی بالا رو به من میگی : " مامان، شنگول و منگولُ نیگا" !!!!! این آغوشِ منه برات دختر، بضاعتم همینه برا این صنعت تشبیه و استعاره ت که بار اولشم نیست خودشو نشون میده  ...
7 مرداد 1391

ستاد امر به معروف و نهي از منكر خاندانِ ما

خاك تو سرم بَده خدا مرگم بده بَده،‌ بايد بگن واي خداي من!‌ يا اي داد بيداد! مردكه بده، بايد بگن آقاهه احمگ (احمق)  بَده ديوونه بَده مسخره بَده   خاك تو سرم بَده   بيچاره بَده،‌ بدبخت بَده، بايد بگن طفلكي! جيغ زدن بَده گريه بَده هول دادن بَده ... يه روزي خودمون همه ي اينا رو برات گفتيم و كتاب اخلاقياتت رو بنانهاديم و حالا تا به رسم عادي هميشگي ناخواسته بكارشون ميبريم يا انجامشون ميديم با تلنگر تو روبرو ميشيم. پاينده باد كتاب اخلاقيات نيروانا، پاينده باد ستاد امر به معروف و نهي از منكرش كه عجيب كاركرد داره و صد البته همه در برخورد ...
6 مرداد 1391

اصول مهم آموزش هنر خلاق

برگرفته از سايت kids.ir حيفم اومد اين مطلب مختصر و مفيد رو بخونم و براي همه ي دوستام نذارم كه بخونن. با كسب اجازه از سايت محترم kids.ir اصول مهم آموزش هنر خلاقه 1. توقعات خود را از اثر نهایی هنری کنار بگذارید و اجازه دهید تخیل کودک چگونگی استفاده از مواد را تعیین کند( آموزش ممکن است مانع از کشف کردن که لازمه تفکر خلاق است شود). 2. هیچ گاه روی اثر هنری کودک طرحی نکشید،‌ نقاشی نکنید و چیزی ننویسید. هنر کودک بسیارمهم تر از گونه مداخله شماست و این کار می تواند مانع خلق آثاری متناسب با رشد سنی کودک شود. 3. هیچ گاه به شباهتهای اتفاقی آثار کودک با اشیای واقعی اشاره نکنید ( ممکن است این کار ارزش امکان جا...
4 مرداد 1391

گزينه ي چندم ؟

از وقتي هنوز دنيا نيومده بودي همه ش نگران نحوه ي رشد و تربيتت بودم. همه ش كتاب و سي دي روانشناسي و جستجوي مقاله در سايت هاي مختلف و ... . میدونی دغدغه ي من براي پرورش روحت خيلي خيلي بيشتر از پرورش جسمته. اينكه در كوچيكترين رفتاري كه باهات ميشه اثري بزرگ و ماندني در روح پاكت گذاشته ميشه رو با تمام وجود باور دارم و همه ي همتم اينه كه نذارم اينقدر لكه هاي خاكستري، روح سفيدت رو بگيره كه يادم بره و يادت بره اين لوح روزي سفيدِ سفيد بوده. نميتونم بگم كاملاً سفيد گذاشتمش چون خودم خطاهاي خودم رو ميدونم و اينكه به حكم انسان بودن نميتونم بدون اشتباه بوده باشم.  وقتی دنیا اومدی تمام وقت در خدمتت بودم. از بیخوابی های شبانه تا خونه نشینی های روزا...
3 مرداد 1391

سلام به دوستاي جديدِ ما

دوستاي عزيزم كه براي اولين بار ميايين خونه ي من، خيلي خوش اومدين. قدمتون به روي چشم. اين عكس من كه توي ويترين رفته بابت جايزه ي مسابقه ي اتاق من  از طرف ني ني وبلاگ عزيز بهم هديه شده. همه ي دوستاي مامانم ميگفتن كه اين عكسها خيلي كوچيكه و واضح نيست. خب راست هم ميگن. اگه دوست داشتين عكسها رو بهتر ببينين و اگه با ديدن عكسهاي اين پست خيلي راضي نشدين،‌ اينجا كليك كنين و فايل رو دانلود بزنين. اميدوارم هميشه دوستاي من بمونين. همه تون رو دوست دارم. ...
2 مرداد 1391