روي بوم زندگي
عليرغم تب و ناخوشي كه از جمعه سراغت اومده روحيه ت حرف نداره. اون وقتي هم كه خيلي بيحال بودي سعي كرديم هرطوري هست نذاريم رنج روحي هم بكشي از بابت تب و اين سرماخوردگي بهاره. براي همين گذاشتيم هر بازي اي دلت ميخواد بكني و خودمونم باهات همراه شديم. ديشب بابايي بوم هاي نقاشي و رنگ روغن و سه پايه اي كه براي خودت و خودش خريده بود پهن كرد و آماده ت كرديم كه اولين نقاشيت رو روي بوم بكشي. بابا گفت" بايد نقاشيت موضوع داشته باشه. حالا تو چي ميخواي بكشي؟" و تو گفتي " اختاپوس و حاجي فيروز". كلي خنديديم از اين نقش مهمي كه اختاپوس و (از نوروز به اينور) حاجي فيروز توي زندگيت ايفا ميكنن. با كلي ذوق و شادي روي بوم نقاشي هر رنگي دلت خواست ماليدي، بماند كه ما ه...
نویسنده :
مامان فريبا
13:03





